تبلیغات شیعه چه می گوید ؟
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
حقگو (40)
موضــــوع ها :
عمومی (16)
عقیدتی (13)
اخلاقی (3)
فقهی (1)
تاریخی (2)
آرشیـــو :
آذر 1387 (1)
آبان 1387 (3)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (3)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (1)
اردیبهشت 1387 (1)
فروردین 1387 (2)
بهمن 1386 (2)
دی 1386 (2)
آذر 1386 (1)
آبان 1386 (1)
شهریور 1386 (1)
تیر 1386 (19)
لینكدونی :
تقیه از منظر قرآن و سنت و فتاوای علمای اهل سنت
وهابیت پیروی از کدام سلف ؟
بنام سلف علیه سلف
اهل سنت پیروی از کدام سنت ؟ ۲
تاملی در جواب یک سنی(بنام امه الله)
ما همه پیرو معاویه ایم!
فحش برائت نیست
وحدت اسلامی و موانع ۲
وحدت اسلامی و موانع
ازدواج عمر با ام کلثوم واقعیت یا افسانه؟
چرا عدل از اصول مذهب شیعه گردید؟
عمر برای خود حق تشریع قایل است!
نبوت در باور شیعه
اگر انسان مجبور باشد
متعه زنا یا ازدواج؟
قضا و قدر در تفکر شیعه
چرا امامت جزئی از اصول مذهب شیعه گردید؟
معاد در باور شیعه
خدا در باور شیعه
اهل سنت پیروی از كدام سنت ؟
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
شیعه حق است
السلام علیك یا فاطمه الزهرا(س)
مذهب اهل بیت (ع
پایگاه کافل
پایگاه اسلام
مرکز الاشعاع الاسلامی
شیعه لینک نت
سایت حضرت آیه الله العظمی سیستانی
وهابیت = ارهابیت
کتابخانه تبیان
کتابخانه شیعه
کتابخانه اسلامی
کتابخانه فارسی
کتابخانه انترنتی
سایت آیت الله محسنی
پیاده تا عرش
سایت آریانا سیتی
خاتم النبیین
شیعه پاسخ می دهد
شاخ شیطان
سایت تخصصی امام حسن مجتبی(ع)
آوای ققنوس
سایت اخبار شیعیان
چشمه جوشان حقیقت
شیعیان جهان
نقد وهابیت
شیعه شناسی
شیعه جنوب
نسیم ایمان
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز : چهارشنبه 18 دی 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
اهل سنت پیروی از کدام سنت ۴
اهل سنت پیروی از كدام سنت ؟
اهل سنت همانگونه كه در دو مطلب قبل گذشت ، برخلاف اسم شان از سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) متابعت نمی كنند بلكه از سنت عمر ، ابوبكر و معاویه و ... تبعیت می كنند. آنان نه تنها از سنت رسول خدا(ص) پیروی نمی كنند كه با آن بخاطر پیروی شیعه از سنت رسول الله (ص) مخالفت می نمایند.
در زیر به چند نمونه از سنت رسول خدا(ص) كه اهل سنت با آن مخالفت كرده اند چون شیعه به آن سنت ها عمل می كنند ، اشاره می شود :
1- سنت رسول خدا (ص) مسطح كردن قبر ها بوده است اما اهل سنت برای اینكه شیعیان قبور اموات خود را مسطح می كنند ، قبور اموات شان را مانند كوهان شتر بالا می آورند.
دركتاب های " المجموع " و " ارشاد الساری " آمده است كه قاسم بن محمد بن ابوبكر گفته : من قبر رسول خدا(ص) و قبور ابوبكر و عمر را دیدم كه مسطح بودند . آنگاه همین كتاب ها از قول پسر ابوهریره می نویسند : امروز افضل این است كه ما از تسطیح به تسنیم ( مانند كوهان شتر با لا آوردن) عدول كنیم چون تسطیح شعار رافضی ها شده است ؟![1]
2- در كتاب " شرح المواهب اللدنیه " آمده است : سنت آن است كه عمامه را بپیچی همانگونه كه رسول خدا(ص) آن را می پیچید. اما امروز این نحو پیچیدن عمامه شعار فقهای امامیه شده است ، از این جهت مصلحت ترك این سنت است تا به فقهای امامیه شباهت پیدا نكنیم ؟! [2]
3- بغوی در كتاب " التهذیب فی فقه الشافعی " نوشته : آیا نماز نافله را با جماعت بخوانیم یا منفردا ؟ این جا دو صورت وجود دارد : یك صورت این است كه با جماعت افضل است چون عمر آن را به امامت ابی بن كعب ، به جماعت دستور داد. صورت دوم این است كه : بدون جماعت و منفردا بخوانیم چرا كه رسول خدا(ص) می فرمود : در خانه های خود نماز كنید چرا كه بهترین نماز مردان ، نمازی است كه در خانه های خود انجام می دهند مگر نماز های واجب ( كه مستحب است به جماعت خوانده شوند) . افضل بودن نماز مستحبی با جماعت صحیح تر است ![3]
4- زمخشری در كتاب " ربیع الابرار " می نویسد : اولین كسی كه برخلاف سنت رسو خدا(ص) انگشتر خود را به دست چپ كرد ، معاویه بود.[4]
5- بالاخره ابن تیمیه تصریح می كند كه ترك سنت رسول خدا(ص) به جهت مخالفت با شیعه بهتر است . وی در كتاب " منهاج السنه " می نویسد : اگر برخی از سنت های رسول خدا (ص) شعار شیعه شده باشد ، ترك آن بهتر است تا سنی از رافضی شناخته شوند و سنی با شیعه شباهت پیدا نكنند .[5]
[1] - المجموع : ج5 ، ص229 ، ارشاد الساری : ج2 ، ص468( ان الافضل الآن ، العدول من التسطیح الی التسنیم لان التسطیح صار شعارا للروافض فالاولی مخالفتهم )
[2] - شرح المواهب اللدنیه : ج5 ، ص13( السنه أن تلف العمامه كما كان یلفها رسول الله (ص) هذا تطبیق السنه . وصار الیوم شعارا لفقهاء الامامیه فینبغی تجنبه لترك التشبه بهم )
[3] - التهذیب فی فقه الشافعی : ج3 ، ص232 (هل یصلی النافله جماعه ام منفردا ؟ وجهان :احدهما الجماعه افضل ، لان عمر جمعهم علی ابی بن كعب . والثانی منفردا افضل ؛ لا ن النبی (ص) ... قال :صلوا فی بیوتكم فان افضل صلاه المرء فی بیته الا المكتوبه ... والا ول اصح.
[4] - ربیع الابرار : ج4 ، ص24 ( اول من اتخذ التختم بالیسار خلاف السنه هو معاویه ) .
[5] - منهاج السنه : ج2 ، ص143 ( و من هنا ذهب بعض من الفقهاء الی ترك بعض المستحبات اذا صارت شعارا لهم – ای للشیعه – فانه و ان لم یكن الترك واجبا لذالك و لكن فی اظهار ذالك مشابهه لهم فلایتمیز السنی من الرافضی و مصلحه التمیز عنهم لاجل هجرانهم و مخالفتهم اعظم من مصلحه هذا المستحب )
ازدواج عمر با ام کلثوم
بسم الله الرحمن الرحیم
از دواج ام کلثوم با عمر واقعیت یا افسانه ؟
یکی از چیز هایی که اهل سنت همیشه برای اینکه نشان بدهند میان حضرت علی(ع) بر سر حکومت نزاع و اختلافی نبوده است و رابطه آنان دوستانه بوده و حضرت علی(ع) عمر را دوست می داشته و او را حاکم مشروع و امیر المومنین خود می دانسته ، ازدواج عمر با ام کلثوم دختر حضرت علی(ع) می باشد . آنان استدلال می کنند ، اگر رابطه حضرت علی (ع) با عمر خصمانه می بود و علی (ع) عمر را غاصب خلافت خویش می دانست ، آیا هرگز حاضر می شد دختر خود را به عمر بدهد تا او با دخترش ازدواج کند ؟
البته پیشاپیش باید خاطر نشان کنم اینجانب مانند برخی از شیعیان فکر نمی کنم که رابطه حضرت علی (ع) با عمر چنان تیره بوده باشد که حضرت علی(ع) خلیفه دوم عمر را به کلی از دایره اسلام خارج دانسته و هیچ گونه رابطه ای حتی در حد رابطه یک مسلمان با مسلمان دیگر هم نداشته اند بگونه ای که با او معامله ای مانند خرید و فروش و ازدواج و ... هم نکرده باشد. و اگر ثابت شود که عمر با ام کلثوم ازدواج کرده ، پس او را گیرنده حق خلافت خود هم نمی دانسته باشد . از این جهت تا می توانند این قضیه را انکار می کنند و هرگونه رابطه دوستانه ای را میان امام علی(ع) و شخین نفی می کنند .
اما به گمان اینجانب حضرت علی(ع) با اینکه خلافت را حق خود می دانسته اما مرزها را هم نگه می داشته و اینگونه مطلق نگر نبوده است که وقتی کسی حقی را از او ضایع کرده باشد ، تمام روابط خود را با آنان قطع و تمام سوابق طرف را هم نادیده بگیرد و حتی اسلام شان را انکار نماید . امام علی(ع) یکی از ویژگی های منحصر بفردش این بود که بسیار فراتر از افراد معمولی می نگریست و به همین جهت درعین انتقاد از طرف مقابل و حتی جنگ با آن ، جانب انصاف را نگه می داشت . مثلا وقتی در جنگ جمل شمشیر زبیر را دید گریست و گفت : این شمشیر چه غم ها که از رسول الله (ص) نزدود . و هنگامی که با جنازه طلحه مواجه گردید برای او نیز تأسف خورد و به یاد رشادت های او در زمان رسول الله (ص) افتاد و ام المومنین عایشه را نیز بااکرام و اعزاز به مدینه فرستاد .
امام علی(ع) در همان هنگام حکومت شیخین در عین حالی که به حکومت آنان معترض بود زیرا آنان را گیرندگان حق خود می دانست , با آنان در پیشبرد حکومت شان همکاری می کرد و مشورت های راهگشا به آنان ارائه می نمود. به همین دلیل بود که عمر می گفت : خداوند مرا با هیچ مشکلی مواجه نکند که ابوالحسن نباشد تا از گره آن وا کند .
اما سخن در این است که آیا ازدواج عمر با ام کلثوم واقعیت تاریخی دارد یا نه ؟ و آیا این ازدواج واقع شده است یا خیر ؟
اهل سنت روایات زیادی در این مورد روایت کرده اند که برخی با صراحت از ازدواج عمر با ام کلثوم صحبت می کند و برخی روایات نیز از لازمه آن ازدواج عمر با ام کلثوم است .
ابن عبد البر در الاستیعاب و ابن اثیر در اسد الغابه و بلاذری در انساب الاشراف و ابن حجر در الاصابه روایت می کنند که : ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب و فاطمه دختر رسول الله (ص) قبل از وفات حضرت رسول (ص) متولد گردید و عمر بن خطاب از او خواستگاری کرد .
علی بن ابی طالب به او گفت : وی کوچک است .
عمر گفت : ای ابو الحسن او را به ازدواج من در آور که من آنچنان شأن و کرامت او را نگهدارم که هیچکس نگه ندارد .
علی (ع) گفت : من او را پیش تو می فرستم . اگر او را پسندیدی او را به ازدواج تو در خواهم آورد .
آنگاه علی (ع) پارچه ای را بدست دخترش داد و گفت :
نزد عمر برو و به او بگو : این همان پارچه ای است که من به تو گفته بودم . ام کلثوم نیز پارچه را نزد عمر برد و پیام علی (ع) را رساند .
عمر گفت : به پدرت بگو : خدا از تو راضی باشد من پسندیدم .
آنگاه عمر دست خود را بر ساق پای ام کلثوم گذاشت ! . ( در برخی روایات دارد ساق پای ام کلثوم را لخت کرد . در برخی روایات دیگر دارد که عمر ام کلثوم را در بغل گرفت !)
ام کلثوم گفت : چه کار می کنی ؟ اگر امیر المومنین نبودی بینی ات را می شکستم .
آنگاه از پیش عمر خارج شد و نزد پدرش آمد و ماجرا را تعریف کرد و گفت : تو مرا نزد پیر مردی بدکردار فرستادی .
علی گفت : دخترم ! او شوهر تو است .
آنگاه عمر در سر قبر رسول الله در مجلس مهاجران اولین حاضر شد و به آنان گفت: به من تبریک بگویید (رفئونی) .
پرسیدند : به چه مناسبت ای امیر مومنان ! ؟
گفت : من با ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب ازدواج کردم .
من از رسول الله (ص) شنیدم که فرمود : روز قیامت هرنسب و خویشاوندی و دامادی منقطع است جز نسب و سبب و دامادی من . من با رسول الله نسب و سبب داشتم خواستم دامادی را هم اضافه کنم .
آنگاه مهاجران به او تبریک گفتند ؟
ام کلثوم برای عمر زید بن عمر و رقیه را به دنیا آورد و در زمان معاویه هردو در یک روز مردند و حسن بن علی (ع) عبدالله بن عمر را پیش انداخت تا نماز میت بر آنان بخواند و خود به او اقتدا کرد .
بررسی روایت
در مورد این روایت و روایات دیگر در این مورد ملاحظات چندی وجود دارد :
1- روایت ازدواج عمر با ام کلثوم دختر علی (ع) صحیحین بخاری و مسلم نیامده است . بسیار اتفاق افتاده که اهل سنت وقایعی را که شیعیان به آن استناد کرده اند , اظهار کرده اند این روایت در صحیحین نیامده است در حالیکه در روایات معتبر دیگر شان آمده است .
2- این روایت حتی در هیچیک از صحاح سته و حتی در مسانید معتبر اهل سنت چون مسند ابن حنبل و مسند بزاز و معاجم طبرانی (معجم کبیر , اوسط و صغیر ) نیامده است . با اینحال جای تعجب است که چگونه آن را قبول کرده و مسلم می دانند !
3- معمولا روایات ازدواج ام کلثوم با عمر را اهل سنت به یکی از علویان همچون امام صادق (ع) , امام باقر (ع) یا حسن بن حسن بن علی (ع) منتهی می کنند که این جای تأمل دارد و ظاهرا جاعلان خواسته اند اینگونه القاء کنند که این واقعه چنان صحت دارد که حتی خود اهل بیت آن را روایت کرده اند ؟!
4- اسناد هیچیک از روایات ازدواج عمر با ام کلثوم معتبر و صحیح نیست و در هرکدام چند راوی ضعیف و کذاب (به نظر رجالیون اهل سنت) وجود دارد که در این جا ما بخاطر کثرت آنان و طولانی شدن مقاله نمی پردازیم . شاید روزی آن راویان و ضعف های شان را با استناد به محدثان اهل سنت بیان کردیم .
5- گذشته از اسناد اختلاف روایات به حدی است که انسان را به شک می اندازد . مثلا برخی روایات می گوید ، ام کلثوم برای عمر تنها زید را بدنیا آورد و برخی رقیه را هم اضافه می کنند و برخی از فاطمه بنت عمر ا ز ام کلثوم خبر می دهند . یا اینکه در برخی روایات آمده وقتی عمر از علی ام کلثوم را خواستگاری کرد ، علی کوچکی او را بهانه کرد , در برخی دارد که علی (ع) گفت : من او را برای فرزندان جعفر برادر خود گذاشته ام و ... در برخی روایات آمده که عمر هنگامی که علی(ع) ام کلثوم را پیشش فرستاد ساقش را با دست لمس کرد . در برخی آمده وی ساقش را کنار زد و در برخی آمده که در بغل گرفت ؟
6- بدنبال همین باید گفت : چگونه عمر به خود اجازه می دهد دختری را که هنوز عقدش نخوانده لمس و یا در بغل می گیرد ؟ آیا او نمی دانست هنوز ام کلثوم برای او حلال نشده ؟ چون هنوز حتی خود ام کلثوم نمی داند که او را می خواهد به عقد عمر در آورد و طبق این روایت علی (ع) او را فرستاده که عمر آیا او را می پسندد یا خیر؟ گذشته از اینکه چنین کاری (فرستادن دختر که آیا می پسندد یا نه ؟) از شأن علی(ع) به دور است .
7- در متن روایت آمده که عمر به مهاجران گفت : رفئونی . یعنی به من تبریک بگویید . این درحالی است که رسول الله (ص) از آن نهی کرده بوده است . در مسند امام حنبل آمده است که سالم بن عبدالله گفت : عقیل بن ابی طالب با زنی ازدواج کرد وقتی نزد ما آمد ما به او با کلمه " الرفاء والبنین " تبریک گفتیم . عقیل گفت : ساکت باشید . نگویید : " بالرفاء والبنین " که این از رسوم جاهلیت است و رسول الله (ص) از آن نهی کرده است و گفت : بجای آن بگویید : بارک الله فیک و بارک الله فیها (مسند حنبل , ج1، ص 201)
8- در روایات آمده که ام کلثوم با فرزندش زید در زمان معاویه در یک روز از دنیا رفت ؟! در حالیکه ام کلثوم فرزند علی (ع) در زمان یزید در واقعه کربلا حضور داشت و روایات زیادی در این مورد وجود دارد و خطبه های وی در راه کوفه و شام وجود دارد .
9- در روایات دیگر اهل سنت آمده که ام کلثوم بعد از عمر با محمد بن جعفر بن ابی طالب و بعد از مرگ او با عون بن جعفر و بعد از مرگ او با عبدالله بن جعفر ازدواج کرد ؟! در حالیکه واقدی روایت کرده که محمد بن جعفر و عون بن جعفر در تستر (شوشتر) در زمان عمر به شهادت رسید . و با عبدالله هم زینب بنت علی خواهر ام کلثوم ازدواج کرد که او نیز در واقعه کربلا حضور داشت . در اسلام جمع بین اختین جایز نیست .
بنا بر این نتیجه گرفته می شود که ازدواج عمر با ام کلثوم مجعول است و مخدوش و جاعلان آن را برای بهره برداری های مذهبی ساخته اند و هیچ واقعیتی ندارد . زیرا هم از نظر سندی مخدوش است و راویان آن متهم به کذب و ضعف وجعل اند و هم از نظر متنی اشکالاتی زیادی دارد که اگر اهل سنت بخواهد به آن روایات استناد نمایند , شخصیت عمر را زیر سئوال برده اند .
نوشته های پیشین ...